الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

255

الغدير ( فارسي )

- اگر نبود ، راه هدايت روشن نمىبود ، با پست و بلنديها ، دشت و هامونها . - خدا را مىپرستيد ، ديگران از جهالت بدامن بتها پناه مىگرفتند . - آصف برخيا ، شمعون صفا ، يوشع وصى موسى ، در علم و دانش كمترين شاگرد او باشند . * يوسف واسطى دو بيت در نكوهش سرور عالميان على سروده ، و ابن مكى نيلى او را چنين پاسخ گفته است : ألا قل لمن قال فى كفره و ربّى على قوله شاهد ( اذا اجتمع الناس فى واحد و خالفهم فى الرّضا واحد فقد دلّ اجماعهم كلَّهم على انّه عقله فاسد ) - بگو به آن نابخرد كافر كه در ناسپاسى گويد و خدايم شاهد گفتار است : - آنگاه كه مردمان در خلافت متفق گردند ، يكتن از ميانه مخالف باشد . - اتفاق آراء آنان گواه است كه رأى آن يك نفر فاسد است . به دو بر گو : كذبت و قولك غير الصحيح و زعمك ينقده النّاقد فقد اجمعت قوم موسى جميعا على العجل يا رجس يا مارد و داموا عكوفا على عجلهم و هارون منفرد فارد فكان الكثير هم المخطئون و كان المصيب هو الواحد . - خطا گفتى ، دروغى بهم بافتى ، تصورت در نظر ناقدان مردود است . - قوم موسى ، همگان بر گوسالهء سامرى متفق ويكرأى شدند . اى خبيث ! اى نابكار . - گوساله را خداى خود گرفتند و بپرستش ادامه دادند . هارون وصى موسى يكه و تنها ماند . - اكثريت ، خطا كار بودند كه دنبال گوساله گرفتند ، آنكه تنها و منفرد ماند ، رأيش صحيح و بر حق بود . * و در قصيده دگر ، امير مؤمنان را چنين ثنا مىگويد : خصّه اللَّه بالعلوم فأضحى و هو ينبى بسرّ كلّ ضمير